ابو القاسم سلطانى
151
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
ضماد جوشانده ريشه آن كلف صورت را از بين مىبرد ، مغز بادام تلخ نيز همين اثر را دارد شياف رحمى آن بازكننده خون قاعدگى مىباشد اگر آن را با سركه و گل سرخ آميخته و بر پيشانى ضماد كنند دردسر را آرام مىكند و با شراب در كهير و با عسل در زخمهاى دير درمانپذير و گزيدگى سگ هار سودمند است بهطور خوراكى درد را آرام نموده شكم را لينت مىدهد و خواب مىآورد و پيشاب را زياد مىنمايد و همراه با نشاسته ، آرد گندم و نعنا در خروج خلط خونى از ريه موثر است . خوردن آن با شراب و يا مخلوط با صمغ بطم در ورم ريه و درد آن سودمند است . و با طلا 2 * كه آن را اغليقى مىنامند سختى دفع ادرار را از بين مىبرد و سنگ گرده را خرد مىكند . ليسيدن به مقدار يك جوزه 3 * از آن با عسل و شير در درد كبد و سرفه سودمند است و نفخ بخشى از روده را كه قولون مىنامند از بين مىبرد و چنانچه پيش از نوشيدن مشروبات الكلى پنج درم از آن را بخورند مانع مستى مىشود و اگر روباه از آن بخورد او را مىكشد . صمغ آن قابض و گرم و در خروج خلط خونى موثر است ضماد مخلوط آن با سركه در اكزما و خوردن آن با آب انگورى كه در اثر حرارت دو سوم آن تبخير شده باشد در سنگ گرده سودمند است ( تت دياسقوريدوس م - 1 ش 137 ص 116 ) . ديوسكوريد روغن بادام تلخ را آميگدالينن 4 * ناميده و مىنويسد : آميگدالينن را ماطربيون نيز مىنامند . . . روغن بادام در درد رحم ، انقلاب رحم 5 * ورم گرم رحم 6 * و درد همراه با هيسترى و دوى 7 * و طنين 8 * گوشدرد گرده و سختى دفع ادرار ، و با عسل و روغن سوسن در سنگ گرده ، آسم ، ورم سپرز ، لكههاى سياه صورت ، چين و چروك صورت و كدورت چشم سودمند است . آميخته آن با شراب در قرحههاى مرطوب 9 * شوره سر و نخاله 10 * موثر است ( تت دياسقوريدوس م - 1 ش 32 ص 39 ) . لوز . . . بادام تلخ با پيه بز چون بكوبند و پيش ددان افكنند هر ددى كه آن را بخورد بميرد و پوست بيرونين وى درد دهان را نيك باشد و قلاع 11 * را نيز . . . ( الابنيه 298 ) . روغن بادام تلخ گرمتر است از آن [ بادام ] شيرين و سدد بگشايد اندر جگر و سپرز ( الابنيه 139 ) . اخوينى در هدايهء المتعلمين در بابهاى داء الثعلب ، سعفه ، درد مفاصل ، ورم معده ، ورم كبد ، ورم طحال ، حجر الكلى ، تقطير البول ، طرش 12 * ، ربو ، يرقان و احتباس الحيض تركيبات داروئى را كه در آنها بادام و روغن بادام تلخ به كار برده است براى درمان بيماريهاى فوق ارائه داده است ( هدايهء المتعلمين فى الطب ) . لوز ، اميغدالى ، نوع تلخ آن را به رومى ارموكى و به سريانى لوزامريرا 13 * و نيز شغدى مريرى و به پارسى بادام تلخ گويند . . . ( تت صيدنه عپ 333 و عز ش 954 ) . بادام تلخ خاصيت غذائى ندارد بلكه دارو است . . . نور چشم را زياد مىكند . . . موانع يا گيرهاى رگها را بر طرف مىكند . . . كليه و مثانه را پاك نموده و اگر با ايرسا 14 * بخورند سنگ كليه را خرد مىكند ( تت قانون عب 354 ) . جرب و حكه را نافع بود . . . ( اختيارات 399 ) . . . ميل جنسى زنان را كم مىكند . . . خاكستر آن در سوختگيها موثر است . . . جوشانده ريشه آن كشنده كرم است . . . ( تذكره 284 ) . حمول 15 * روغن او مخرج جنين و مشيمه 16 * است ( تحفه 234 ) . ضماد آن با سركه و يا با شراب جهت زخمهاى كهنه و